تبليغاتX
باران خیال - سفر

باران خیال

الو الو اردشیر اسماعیلی مرد...؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سه نقطه یک علامت سوال و هزاران علامت تعجب.

نقطه سر خط بعد

خط بعدی که وجود ندارد به خط های قبلی برمیگردم

به غزل هایت و به همه ی سروده هایت

برای شانه های خسته ی همه ی کسانی که روزگاری را باتو گذراندند

برای سرودن های بی بهانه ات

منم برای دلگیر شدن بهانه نداشتم

تااینکه

بی باور گشتم در ظهری که این خبر را پشت گوشی تلفن شنیدم

و همچنان مات ومبهوت رفتنت

چون زنده بودنت که همیشه مات لبخند هایت میشدم

آخرین غزل را بی قافیه سروده ای

مردن که قافیه ندارد

مردن شعر سپید من است که در رسایت بی قافیه مانده

مردن روح گسسته جماعتی است که باور دارند تو مرده ای

آخرین غزلت را در جاده سروده ای غزلی که مثنوی سپید رفتنت شد

بی وزن و بی قافیه...

جا گذاشته ای دفتر شعرت را د رمحفل شعرا

مهربانیت را در آغوش برادرانت و

سخنوریت را در کلاس درس...

آقا اجازه میخواهم دوباره غزل بخوانم

اردشیر زنده است.....

نه !نه !

این جمله غزل نمیشود

شعر سپید من است که تو را از آغوش خاک بیرون کشیده است

دفترت را دوباره بخوان

نه این خبر دروغ محض است

آقا اجازه صدایت هنوز در کلاس میپیچد....

(یک لحظه درنگ ،صبر کن دیر شود بعد برو

بگذار که دلشوره ی این قصه زمین گیر شود ،بعد برو

این دل به هوای دیدنت سبز شده است

بگذار دل از دیدین تو سیر شود، بعد برو)......

روحش شاد.....

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387 18 توسط ناصر م |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ناگفته هایم.......


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386



پیوندها

باران غزل
سلام هاي بي جواب
سفير آزادي
آسمان سوق
مثل آيينه
جزيره سرگرداني
معمار كوچولو
پرسه و پويه
سايه ي هيچ
زنده ياد اردشير
بامرام
خبر نامه بو علی سینا
یوفا
دفتر خاطرات
مشاوره
آفتاب
بهروز یاسمی
وبگردی
وبلاگ نویسان استان
بوی بهشت
فوتبال برتر
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin